یک تصمیم بزرگ - انتخاب محل مرکز داده ها

تاریخ: 95/11/9

برنامه‌ريزي دقيق با احتساب احتمالات ممکن براي تکميل به‌موقع يک پروژه با بودجه مناسب، بسيار مهم است و اين همان چيزي است که اکثر سازمان‌ها موفق نمي‌شوند آن را انجام دهند. با اين وجود براي شرکت‌هايي که ساخت يک پايگاه داده جديد (يا ترکيب يک مرکز سنتي داده با برخي از روش‌هاي استفاده بهينه) را انتخاب مي‌کنند، تعدادي از روندهاي صنعتي شايان ذکر است.

به‌طور معمول، سرورهاي مجازي و يکپارچه‌سازي سيستم‌ها، سال‌هاست که يک روش مرسوم تلقي مي‌شوند؛ اما لي کلير به يک روند در‌حال ظهور براي سرورها اشاره مي‌کند. کلير، تغيير در نوع سرور مورد استفاده در مرکز داده را مورد توجه قرار داده است.

به‌طور معمول سرورهاي مستقر در مرکز داده‌ها به‌مدت پنج سال مورد استفاده قرار مي‌گيرند. امروزه سرورهاي سيستم‌هاي ابري (Cloud) ساختار استاندارد و يکپارچه‌تري با پايگاه داده دارند و چرخه زندگي آنها حداکثر دو تا سه سال است.

همچنين برنامه‌هاي کاربردي بسياري وجود دارند که به سرورهايي خارج از مرکز داده نياز دارند. اين داده‌ها ممکن است نرم‌افزارهاي صنعتي و يا دستگاه‌هايي مرتبط با اينترنت اشياء باشند. اين سرورها براي نصب در يک دوره بسيار طولاني‌تر (7 تا 10 ساله) طراحي شده‌اند. علاوه‌بر اين، بسياري از شرکت‌هاي داراي مراکز داده نصب شده بر روي کامپيوترهاي کارمندان به‌دنبال مدل خصوصي ابري هستند تا با استفاده از مزاياي به‌کارگيري سيستم‌هاي ابري خود را در زمينه‌ فضاهاي ابري خصوصي و عمومي (public) رشد دهند.

لي کلير معتقد است که سيستم‌هاي ابري در حال حاضر تأثير عميقي بر شرکت‌هايي دارد که به‌دنبال ساخت يا ايجاد مراکز داده جديد هستند. نکته مهم اين است که در‌حال‌حاضر، شرکت‌ها بيشتر تمايل به استفاده از سيستم‌هاي ابري دارند تا ساختن مراکز داده جديد با شيوه 20 سال گذشته. اگر نياز به ساخت پايگاه داده جديد باشد، آنها اين کار را بسيار متفاوت‌تر از گذشته انجام مي‌دهند.

 گستردگي شرکت‌ها

گستردگي يک شرکت اثرات بالقوه‌اي بر استراتژي آن در مورد مرکز داده‌ها دارد. به‌طور معمول، شرکت‌هاي کوچک‌تر سرمايه و تعداد کارکنان کمتري در حوزه IT در اختيار دارند. لي کلير در خلاصه اظهاراتش درباره اين موضوع مي‌گويد: رويکرد يک شرکت کوچک که در آن، منابع فناوري اطلاعات تأثير بسزايي بر عملکرد شرکت ندارد نسبت به شرکتي بزرگ که فناوري اطلاعات را عامل ايجاد تحول در کسب‌وکار خود مي‌داند و داراي يک تيم سازماني متخصصان IT است، متفاوت خواهد بود.

نتيجه اينکه ممکن است شرکتي کوچک، يک مرکز داده صرفاً ابري را مناسب بداند و منابع فناوري اطلاعات شرکت را براي تمرکز بر روي موضوعات مهم آزاد کند تا درگير مسائل پايه‌اي نشود، درحالي‌که يک شرکت بزرگ بيشتر به‌دنبال نرم‌افزارهاي انحصاري عظيم و معروف است تا بتواند به‌راحتي در هر‌جايي از آنها استفاده کند.

در مورد شرکت‌هاي متوسط، اين وضعيت کمتر قابل درک است. بااين‌حال، يک مدل ترکيبي شامل نرم‌افزارهاي قديمي‌تر و معروف‌تر و رويکردهاي استفاده بهينه (outsource)، مي‌تواند براي شرکت به امري مقرون‌به‌صرفه تبديل شود.

به‌طور خاص، لي کلير عقيده دارد مرزي که بين سيستم‌هاي قديمي‌تر و سيستم‌هاي ابري جديد وجود دارد در حال از بين رفتن است و اين سيستم‌هاي جديد در‌حال رسيدن به نقطه بلوغ خود هستند.

 نوع صنعت، عاملي مهم در استفاده از فناوري اطلاعات

مشخصاً صنعتي که يک شرکت در آن عرصه فعاليت مي‌کند، اثر فوق‌العاده‌اي بر نحوه استفاده از فناوري اطلاعات توسط آن شرکت خواهد داشت.

يک خرده‌فروش آنلاين و يا شرکت خدمات مالي نيازهاي متفاوتي در زمينه فناوري اطلاعات، نسبت به يک شرکت ساخت‌و‌ساز و يا روابط عمومي‌ دارد که به‌دنبال برجسته کردن راه‌حل‌هاي توليد و يا مديريت ارتباط با مشتريان است. علاوه‌بر اين، برخي از صنايع شيوه‌هاي رايج و مختص خود را در زمينه فناوري اطلاعات دارند. در اين ارتباط نيز لي کلير معتقد است که برخي از صنايع در استفاده از فناوري و در اتخاذ فناوري‌هاي جديد محافظه‌کارتر هستند.

براي مثال، شرکت‌هاي توليدي در مقايسه با ساير صنايع در مجازي‌سازي بسيار کندتر عمل مي‌کنند و ممکن است چندين سال در زمينه فناوري اطلاعات از ديگر صنايع عقب باشند. اکنون شاهد آن هستيم که هر روزه شرکت‌هاي بيشتري به مقوله مجازي‌سازي روي مي‌آورند و البته نياز به زمان بيشتري براي تحقق کامل اين موضوع در جامعه است.

صرف نظر از مقوله سليقه در انتخاب پايگاه داده بايد عواملي مثل قوانين دولتي را مد نظر گرفت. در اين ارتباط بايد به صنايع خاصي در عرصه‌هاي مالي و بهداشت اشاره کرد که داراي قوانيني مملو از ماده و تبصره هستند و اين امر براي سيستم‌هاي فناوري اطلاعات مشکلات بسياري ايجاد کرده‌است؛ بنابراين شرکت‌هاي خدماتي عضو اين صنايع، ممکن است که برخي از گزينه‌هاي مربوط به مرکز داده را از دست بدهند و يا اينکه تلاش بيشتري براي سازگاري با قوانين مورد بحث داشته باشند.

بنا به گفته لي کلير، سيستم بيمه سلامت آمريکا (HIPPA)، سيستم پردازش اطلاعات دولت آمريکا (FIPS) و سيستم کارت‌هاي اعتباري (PCI) تنها نمونه‌هايي از تأثير قانون بر سيستم‌هاي IT است که هر‌کدام علاوه‌بر ايجاد الزامات و چالش‌هاي خاص بر نحوه عملکرد مراکز داده و چگونگي کارکرد برنامه‌هاي کاربردي نيز تأثيرعمده‌اي داشته‌اند.

 نتيجه‌گيري

گزينه‌هاي پيش روي شرکتها براي انتخاب سيستم‌هاي فناوري اطلاعات در حال گسترش است و اين موضوع، فرصت‌هاي بيشتري را براي صنايع گوناگون که بودجه‌هاي متفاوتي نيز در اختيار دارند، فراهم مي‌سازد. از سوي ديگر، اين شرايط، اتخاذ برخي تصميمات را دشوار کرده‌است.

روش‌هاي متفاوت بهينهسازي و ساخت مرکز داده‌هاي سنتي ممکن است موضوعاتي دور از هم به نظر بيايند، اما بسياري از شرکت‌ها با استفاده درست از هر دو روش و رسيدن به يک روش ترکيبي از مزاياي آنها بهرهمند شده‌اند. در روش ترکيبي از استفاده بهينه براي فعاليتهاي غيرمرکزي و از روش‌هاي سنتي فناوري اطلاعات براي عملياتهاي حياتي و يا وظايف مرکزي استفاده مي‌شود. نکته اصلي براي موفقيت يک پروژه، ارزيابي نيازهاي مرکز داده شرکت بر‌مبناي اندازه، بودجه، نوع صنعت، نوع برنامه‌هاي کاربردي و پردازشهاي موردنياز است. در برخي موارد به حداکثر رساندن ظرفيت زيرساخت‌هاي فعلي کافي است. بااين‌حال، اگر تصميم به ساخت يک مرکز داده جديد و يا به‌کارگيري روش استفاده بهينه و يا روشهاي ترکيبي داريد به اين نکته توجه کنيد که ساخت مرکز داده سنتي جديد تنها گزينه ممکن پيش روي شما نيست، ولي نمي‌توان آن را به‌طور کامل ناديده گرفت.

در پايان نيز بايد خاطرنشان کرد که در بسياري از موارد، يک روش مکمل مي‌تواند بهترين گزينه ممکن باشد.

 

منبع: بولتن خبری پیشرو نگار هدف