باورهاي نادرست در مديريت رايانش ابري

تاریخ: 95/9/6

 

به‌کارگيري زيرساخت‌ها و فناوري رايانش ابري امروزه ديگر به امري عادي بدل شده است و حتي مي‌توان گفت بودجه‌هاي فناوري به سمت کاربردهاي رايانش ابري خواهد‌رفت. البته اين به معناي سهل و آسان ‌بودن نيست. اکنون زمان مشخص‌کردن اقدامات اساسي براي تضمين موفقيت در به‌کارگيري رايانش ابري است. در اين بين برخي باورهاي غلط ممکن است مديريت ابر را پيچيده‌تر‌ ‌کند. در اينجا ما به دو باور غلط در اين زمينه مي‌پردازيم.

باور نادرست: شما بايد روي عملياتي‌کردن ابر خود تمرکز‌کنيد و سپس روي سطحي از کنترل توجه داشته باشيد.

با هر‌کسي که يک پروژه ابري را راه‌اندازي کرده مشورت‌کنيد و سپس برگرديد و آن را با خواسته‌هاي مناسب تنظيم‌کنيد تا به سطحي از کنترل دست‌يابيد (گزارش توسط واحد، پروژه و غيره) آنها به شما خواهندگفت که اين کار جذابيتي در حد کشيدن دندان‌هايتان دارد! اين مشکل قديمي هوش تجاري (BI) است که در آن افراد مسئول کيفيت داده به‌ندرت همان افرادي هستند که صحت اين داده‌ها برايشان حياتي است.

اگر شما مسئول کيفيت داده هستيد و در عين حال براي شما کيفيت بالاي داده‌ها اهميتي ندارد، نتيجه قابل‌پيش‌بيني است: برچسب‌هاي بد. اين وضعيت سرانجام در طول مسير به‌دست‌گرفتن مهار ابر خود، دردسرهاي زيادي ايجاد خواهدکرد. سرمايه‌گذاري در سطح کنترل ابري در ابتداي پروژه ابري، محل وجود شکاف‌هاي موجود را مشخص‌مي‌کند. همان‌طوري که گفته‌مي‌شود، پيشگيري بهتر از درمان است، اين رويکرد قبل از اينکه مسائل ريز به مشکل بزرگ تبديل‌شوند، به شما اجازه‌مي‌دهند تا آنها را برطرف‌کنيد. وقتي کاربران شما گزارش اطلاعات هزينه و مصرف را مي‌بينند، مي‌توانند بازخوردهاي دقيقي در مورد نياز به بهبود و تغيير بدهند. بهتر است اين گزارش‌ها با شروع پروژه در اختيار آنها قرارگيرد.

باور نادرست: تمام ابزارهاي هزينه و بهينه‌سازي، محيط‌هاي چندابري را مي‌توانند اداره کنند

هرچند که سازندگان ادعا‌مي‌کنند که توانايي اداره چند ابر مختلف را در يک ابزار خود گنجانده‌اند، واقعيت خلاف آن را نشان‌مي‌دهد. چرا؟ زيرا جنس اين مشکل به‌طورکلي متفاوت‌است.

داده‌هاي زيربنايي از هر ارائه‌کننده ابري با هم تفاوت‌دارند که در گزارش‌هاي آنها در مورد نحوه محاسبه مصرف و هزينه، اختلاف‌هاي ريز و درشتي وجود‌دارد. در کنار‌ هم قرار‌دادن اين تفاوت‌ها کار آساني نيست؛ شما بايد نگاه دقيقي به ادعاهاي کار با چندين ابر از سوي توليدکنندگان ابزارهاي هزينه و بهينه‌سازي بيندازيد. حتي اگر شما کار خود را با يک ابر (براي نمونه AWS) شروع‌کرديد، همواره بايد ادعاي چند ابري‌بودن را مورد سنجش قرار‌دهيد، يا اينکه بعدها با انتخاب يک سازنده اشتباه، دچار مشکل مي‌شويد.

 بحث اصلي در ابر انتخاب است و اگر شما سطح کنترلي را انتخاب‌کنيد که در مديريت چند ابر به‌صورت هم‌زمان سررشته نداشته‌باشد، عملاً خود را در اکوسيستم يک ارائه‌کننده ابري خاص زنداني‌مي‌کنيد که ايده خوبي به‌نظر‌نمي‌رسد. قسمت خوب داستان اين است که ادعاي مديريت چند ابر توسط سازنده را مي‌توان با يک آزمون ساده امتحان کرد. توصيه من اين است که اگر ادعاي ارائه‌کننده دروغ از آب در‌آمد با تمام توان خود از آن دور شويد!

همانند ديگر پيشنهادهاي تجاري، شما بايد خرافات و ادعاها را کنار بزنيد تا از ارزش واقعي خدماتي که استفاده‌مي‌کنيد، تصوير واضحي داشته‌باشيد. آگاهي از موانع سرراه که به‌کارگيري ابر را با مشکل مواجه کرده‌است به شما در اين مسير کمک زيادي خواهدکرد. ناشناخته‌هاي بسياري در هر مسير تحول ديجيتال وجود‌دارند، اما هزينه‌هاي ابري نبايد يکي از آنها باشند. با اولويت‌بندي ديد سازمان و ابزارهاي مديريت سلف‌سرويس، شما مي‌توانيد هزينه‌ها و عمليات آي‌تي را آشکار‌کرده و در مسير موفقيت
قرار‌دهيد.

 

منبع: بولتن خبری پیشرو نگار هدف