اينترنت چيزها: بدعتي بينظير يا اشتباهي بزرگ؟

تاریخ: 94/09/06

بدون هيچ شکي، با اينترنت چيزها که با نام اينترنت اشيا هم شناخته مي‌شود زندگي همه ما تغيير خواهد کرد. اما سؤال مهم اين است که، آيا اين تغييرات مثبت خواهند بود يا روزي همه ما ازآنچه رخ‌داده پشيمان خواهيم شد؟

روزي آلبرت انيشتين از امضاي خودش در نامه به رئيس‌جمهور روزولت براي حمايت و استمرار تحقيقات هسته‌اي پشيمان شد. اجازه بدهيد براي توصيف بهتر موقعيتي که در آن هستيم از يک کليشه استفاده کنيم: «اتفاقات بد هميشه پشت در و در شرف وقوع هستند». اين گزاره مصداق زندگي امروز ماست، مايي که از اينترنت چيزها استفاده مي‌کنيم و ممکن است در معرض تهديدهاي ناشناخته‌اي باشيم. البته شايد اينترنت چيزها همچون سلاح هسته‌اي، تاريخ بشريت را دست‌خوش تغييرات چشم‌گيري نکند، ولي قطع به‌يقين قدرت تغيير جهان را دارد. اما تنها مسئله مبهم، سرنوشت منفي يا مثبت اين تغييرات است.

 

چيزها؟ چه چيزهايي؟

توضيح دقيق اينترنت چيزها قدري سخت است. به دليل اينکه براي اين مفهوم تعاريف بي‌شماري گفته‌شده است، که هرکدام وابستگي زيادي به نوع نگاه نگارنده داشته‌اند. از اين ميان يکي از تعاريف که اعتبار بيشتري در جامعه جهاني و نزد کارشناسان دارد توسط ورمسن و فريس در کتاب «اينترنت چيزها، فناوري‌هاي جهاني و روندهاي اجتماعي» ارائه‌شده است:

اينترنت چيزها مي‌تواند به‌صورت مفهومي به‌عنوان زيرساخت‌هاي پوياي شبکه جهاني باقابليت‌هاي خودپيکربندي مبتني بر استانداردها و تعامل‌پذيري پروتکل‌هاي سازگار ارتباطات که در آن «چيزهاي» فيزيکي و مجازي هويت دارند؛ ويژگي‌هاي فيزيکي و شخصيت‌هاي مجازي. اين چيزهاي مشابه از رابط‌هاي هوشمند استفاده مي‌کنند و به صورتي يکپارچه در شبکه اطلاع‌رساني ادغام مي‌شوند.

تعريف بالا به چيزهاي فيزيکي و مجازي اشاره دارد. برخي قابليت‌هاي اين چيزها عبارت‌اند از:

• حس‌گرها: براي رديابي و اندازه‌گيري فعاليت در جهان

• اتصال: اتصال به اينترنت ممکن است شامل ارتباط با خودش باشد يا اتصال به هاب، تلفن هوشمند يا ايستگاه مرکزي.

• پردازنده: دستگاه‌هاي IOT قدرت رايانش مختص به خود را دارند، حتي اگر ورود يا انتقال اطلاعات با مشکل مواجه شود.

اينترنت چيزها به‌عنوان يک مفهوم زماني شروع به شکل‌گيري کرد که دوربين‌هاي امنيتي و ساير ويژگي‌هاي مثبت آن‌ها در بسياري از شهرهاي جهان رشد کردند. ديويد برين در کتاب خودش با عنوان «جامعه شفاف: آيا فناوري ما را مجبور به انتخاب ميان حريم شخصي و آزادي کرده است؟»، در سال 1998 به‌خوبي معناي ذاتي اين پديده را با ترسيم يک سناريو تصويري براي دو شهر تشريح کرده است. در يک شهر، تنها پليس به ورودي دوربين نظارتي در مترو دسترسي داشتند. در شهر ديگر، تمامي شهروندان دسترسي برابري به ورودي‌هاي دوربين نظارتي عمومي داشتند. سپس برين اين فرضيه را مطرح کرد که شهروندي در هر يک از اين شهرها چه معنايي مي‌تواند داشته باشد.

 

ناپيدايي، رسانه‌اي فراگير

يک دهه جلو مي‌آييم، اينترنت اشيا از منظر تجاري‌سازي موردتوجه فناوري RFID قرار گرفت. به‌علاوه اين مفهوم توجه انديشمندان منتقد را نيز به خود جلب کرد، متفکراني همچون: ون کرانبورگ، که در کتابش با نام «اينترنت چيزها: ارزيابي فناوري محصور و شبکه همه جابين RFID». درواقع کرانبورگ RFID را به‌عنوان يکي از اعضاي اينترنت چيزها توضيح مي‌دهد.

ديگر چيزي که کرانبورگ در کتابش توضيح مي‌دهد: ناپيدايي فيزيکي و مجازي است که حاصل وسايل متعلق به اينترنت چيزهاست، اين مفهوم براي مرتبه اول توسط مارک وايسر و تحقيقش در مورد رايانش فراگير مطرح شد. بنا بر نظرات کرانبورگ، «رايانش، پردازش اطلاعات، ناپديد شدن رايانه‌ها در پس‌زمينه، امروزه نقشي همچون الکتريسيته در زندگي ما ايفا مي‌کنند. يک رسانه نامرئي و فراگير که در سراسر جهان پخش‌شده است».

در نگاه اول فراگير بودن امر مطلوبي به نظر مي‌رسد اما با خود يک هشدار به همراه دارد: برخلاف الکتريسيته، اينترنت چيزها نمي‌تواند خاموش شود. از همين رو اهميت زيادي دارد که شهروندان تصميم بگيرند اينترنت چيزها را چگونه به کار گرفته و اجازه ندهند افرادي با قواعد خودشان براي همگان تصميم بگيرند. آنچه کرانبورگ و وايسر گ گفته‌اند به ياد داشته باشيد: «اينترنت چيزها در تاروپود زندگي امروز ما جاي گرفته است».

IOT بايد چه شکلي داشته باشد؟

بر اساس نظريات بازارياب‌ها آينده‌اي روشن در انتظار بشر است. اينترنت چيزها مي‌تواند همه مشکلات ما را حل کند. ممکن است سؤال کنيد، چه نوع مشکلاتي؟ خب، ارتباطات براي يک فرد ممکن است منحصر به کار کردن با وسايل هوشمند در آشپزخانه‌اش باشد.

يخچال شما بارکد، تاريخ توليد و انقضا آنچه را درونش گذاشته‌ايد ذخيره مي‌کند و پيش از خراب شدن شما را خبر مي‌کند. اما اين واقعاً يک فناوري پيشگامانه است؟

در مورد Phonebloks چه طور؟ آيا اين تکنولوژي را مي‌شناسيد؟ Phonebloks مدلي از تلفن‌هاي هوشمند هستند که توسط ديو هکنس ساخته‌شده‌اند و مي‌تواند به‌عنوان يک واحد اينترنت چيزهاي کوچک در نظر گرفته شود، که به اينترنت چيزهاي جهاني نيز متصل شده است. هدف هکنس اين بود که به‌وسيله Phonebloks و با حذف آنچه منسوخ‌شده حجم زباله‌هاي الکتريکي را کاهش دهد.

قطعاً، برنامه‌هاي کاربردي ضروري بيشتري براي اين فناوري وجود دارد. يکي ديگر از مشکلاتي که مي‌توان از اين طريق حل کرد، به‌کارگيري اينترنت چيزها به‌عنوان يک نظارت‌کننده بر اوضاع‌واحوال قلب است.

Dräger Infinity M300، يک نمايش کامل از احوالات قلب بيمار را فراهم مي‌کند، دستگاهي که از راه دور مي‌تواند به کمک کنترل شرايط بيماران کوچک و بزرگ بيايد.

با اين اوصاف اکنون مي‌توانيم به  اين موضوع بپردازيم که اينترنت چيزها چگونه مي‌تواند کل جامعه را به خدمت بگيرد.

لورنا گولدن، مدير کارهاي خلاقانه و جديد و عضو مؤسس شوراي اينترنت چيزها به‌طور گسترده‌اي در مورد اينترنت چيزها و نحوه اثرگذاري آن بر زندگي صحبت کرده و نوشته است. او عقيده دارد: يکي از جنبه‌هاي مثبت و درعين‌حال مخرب اينترنت چيزها «آزادي در جهاني نامرئي است». ارزش واقعي اينترنت چيزها، در فعال کردن چيزها نيست. بلکه در تغيير تأکيد به سمت طراحي نوآوري، همراه با ادغام بيشتر در فرهنگ انساني و خلاقيت و هوشي است که در طراحي آنچه ما با عنوان اينترنت چيزها مي‌شناسيم به‌کاررفته است.

گولدن مثال‌هايي از جامعه ژاپني مي‌آورد و اينکه چگونه شهروندان ژاپني در فاجعه هسته‌اي سال 2012 فوکوشيما به‌جاي اينکه منتظر اقدامات دولت باشند خود رأساً در جهت اندازه‌گيري ميزان تشعشات هسته‌اي دست‌به‌کار شدند. اين شهروندان اطلاعات به دست آمده را براي وب‌سايت Safecast فرستادند تا سازمان‌دهي شوند و در اختيار عموم قرار گيرند.

يکي ديگر از مثال‌هاي جذاب گولدن در اين زمينه «همکاري در مقياس جهاني» است. ايده‌اي که براي اولين بار توسط مؤسسه پوست Planetary مطرح شد و بعدازآن ناسا و سيسکو در جهت گسترش آن تلاش کردند. آن‌ها سعي کردند يک سيستم عصبي جهاني را توسعه دهند تا زمين، دريا، هوا و فضاي مبتني بر حس‌گرها را ادغام کرده و به مؤسسات خصوصي و عمومي فرصت تصميم‌گيري را در مورد تغييرات آب‌وهوايي بدهند.

IOT و امنيت

در هر فناوري جديد به‌ويژه آن‌هايي که با اينترنت فراگير ارتباط دارند، نگراني‌هاي در مورد امنيت و حريم خصوصي وجود دارد. ياکوب ويليامز دانشمند ارشد جرم‌شناسي ديجيتال در گروه CSR به اظهارنظر در مورد اين نگراني‌ها پرداخته است. ويليامز صحبت خود را ازاينجا آغاز مي‌کند، که گرچه تأمين امنيت يخچال‌هاي هوشمند به‌اندازه تأمين امنيت يک کامپيوتر خانگي اهميت ندارد، اما مهاجمان هميشه از ضعيف‌ترين لينک‌ها بهره‌برداري مي‌کنند. اگر يخچال هوشمند به اينترنت متصل باشد، مهاجمان مي‌توانند به آلبوم پيکاسا و ساير موارد مشترک دسترسي پيدا کنند. اگر يخچال به ايميل متصل شود، حساب کاربري هم مي‌تواند موردحمله قرار بگيرد. موردي که جدي‌تر و بااهميت‌تر از هک شدن عکس‌هاي خانوادگي يا دستورالعمل آشپزي است.

افراد بي‌شماري به دستگاه‌هاي پزشکي اعتماد مي‌کنند؛ از الکتروشوک قلبي قابل‌حمل گرفته تا پمپ‌هاي انسولين که همگي دستگاه‌هايي هستند که گاهي با اتصال به شبکه فعال مي‌شوند. ويليامز مي‌گويد: زماني که اين دستگاه‌ها به اينترنت متصل مي‌شوند و در موقعيتي صحيح قرار مي‌گيرند، اين احتمال وجود دارد که مهاجمان به استراق سمع اطلاعاتي که به‌وسيله اين دستگاه‌ها فرستاده مي‌شود بپردازند.

ويليامز هم‌چنين مي‌گويد: اين احتمال کاملاً وجود دارد که مهاجمان تنظيمات دستگاه را تغيير دهند و موجب يک آسيب جدي به کاربران بشوند. ويليامز مثالي از معاون رئيس‌جمهور سابق ديک چني و درخواستش براي غيرفعال کردن دسترسي به Wi-Fi مي‌آورد؛ بنابراين هم‌اکنون فرکانسي وجود دارد که شما نمي‌خواهيد هکرها به آن دست‌يابند.

و حالا؟

ويژگي‌هاي خوب اينترنت چيزها به‌گونه‌اي است که بسياري از ساختارهاي ذهني را در هم مي‌شکند، به‌صورت هم‌زمان امکان اشتباهات بالقوه نيز وجود دارد. به‌عنوان‌مثال: تصميم کميته فدرال ارتباطات مبني بر طبقه‌بندي دوباره دسترسي به پهناي باند اينترنت از سرويس‌هاي ارتباطات راه دور به سرويس‌هاي اطلاعات را در نظر بگيريد. اين تغيير ساده منجر به حذف بي‌طرفي شبکه‌اي شده و تغيير در روند ترافيک‌هاي اينترنتي را براي هميشه تغيير داده است. اگرچه اين آن چيزي نبود که کميته فدرال ارتباطات به دنبالش باشد، اما اين اتفاق افتاد. اکنون وقت آن رسيده نگاهي به آينده داشته باشيم، زماني که براي انجام هر کاري نيازمند اينترنت چيزها هستيم.